دوستان خوبم من بخاطر تعویض آدرس وبلاگم، دارم به یه آدرس جدید توی پارسی بلاگ میرم. خداحافظ وقتی رسیدم خبرتون می کنم.

آدرس جدیدم : www.jasiya.parsiblog.com
کودک و نوجوان علاقه مند است که در باره ی مسایل جنسی هر چه بیش تر بداند و از ندانستن ناراحت است او می خواهد به جواب واقع بینانه ای برسد از این رو در دوران قبل از بلوغ نیز به صورت مستقیم و غیرمستقیم از امور جنسی می پرسدآیت الله امینی در این درباره می گوید:
بعضی از پدران و مادران به عنوان پرده پوشی از پاسخ دادن به آنان طفره می روند و با عباراتی مانند: خفه شو! فضولی نکن! این حرفا به تو نیومده! بزرگ می شی می فهمی! بچه ها را ساکت می سازند برخی نیز جواب می دهند اما جواب هایی که خلاف واقع و نادرست است غالبا خود کودک و نوجوان هم متوجه می شوند که پدر و مادر می خواهند او را فریب دهند.
اگر بزرگ تر ها به مسوولیت اطلاع رسانی خود درباره ی مسایل جنسی به کودک و نوجوان عمل نکنند آنان سوالات خویش را بدون پاسخ نمی گذارند و از جایی دیگر جویای جواب می شوند امروزه بیش ترین منبع اطلاعاتی نوجوانان و جوانان در زمینه ی مسایل جنسی دوستان، افراد کوچه و خیابان، کتاب ها، مجلات، فیلم های ویدیویی و برنامه های رادیویی است. سوال های سنین مختلف در دوره ی کودکی و نوجوانی متفاوت است. کودکی که در سنین 3 تا 4 سالگی است از مکان کو دک قبل از تولد می پرسد در سنین 7 تا 10 سالگی می پرسد چه کسی کودک را در شکم مادر قرار داده است.
آیة الله امینی در باره ی سوالات جنسی کودکان و چگونگی پاسخ دادن به آن می گوید:
((اغلب سوالات جنسی کودکان به گونه ای نیست که نتوان به آن پاسخ داد شاید نخستین موضوعی که تا مدت ها ذهن کودکان را مشغول می کند تفاوت پسر و دختر و فرق بین آلت جنسی آن ها باشد. یک پسربچه ی خردسال به خوبی می فهمد که بایک دختربچه از جهت آلت تناسلی تفاوت دارد اما از سّر آن آگاه نیست گاهی خودش را ناقص می پندارد و گاهی دختربچه را. او میل دارد بفهمد که چرا چنین شده است به همین جهت ممکن است از پدر و مادر در این باره سوال کند بر پدر و مادر لازم است که صریحا به او بگویند که همه ی پسرها همین طور آفریده شده اند و داشتن این عضو برایشان نقصی نیست به واسطه ی همین عضو است که پسرها بعداً پدر خواهند شد همه ی دخترها هم، همین طور آفریده شده اند در خلقت نقصی ندارند و به واسطه ی همین عضو است که دخترها بعداً مادر می شوند هم مادر لازم است و هم پدر.
ممکن است کودک سوال بکند که نی نی کوچولو قبلا کجا بوده و از کجا آمده است در این جا پدر و مادر می توانند پاسخ دهند که مدتی در شکم یا رحم مادر زندگی می کرد بعدا بیرون آمد ممکن است بپرسد از کجا بیرون آمد می توان پاسخ داد که زیر شکم مادر راهی است که بچه از آن بیرون می آید. می توان محل خروج را به وسیله ی یک عروسک نشان داد ممکن است بگوید چگونه در شکم مادر به وجود آمد می توان پاسخ داد که تخمک بسیار کوچکی در رحم مادر به وجود می آید، تدریجا بزرگ می شود تا یک بچه ی کامل شود آن گاه از شکم مادر خارج می شود در این قبیل سوالات صلاح نیست که والدین مسایل پیچیده ی زناشویی را به میان آورند و مطالبی را بگویند که کودک برای فهم آن ها کاملا آمادگی پیدا نکرده است تصور نکنید که می خواهد همه ی حقایق را بفهمد او به مقداری که سوال می کند طالب فهم است نه بیشتر)

نوجوان در مرحله ی بلوغ با سطح وسیعی از سوالات جنسی روبه رو است که می خواهد جوابش را پیدا کند، جواب دادن به همه ی سوالات ریز و درشت او نه لازم است نه به صلاح او چه این که بی پاسخ گذاشتن همه ی آن ها هم درست نیست از این رو ضروری است که با هوشیاری و دقت و با توجه به سطح درک ورشد کودک و نوجوان به آن ها پاسخ داد چون حس کنجکاوی کودک و نوجوان همین که اقناع شد از بین می رود.
آیة الله امینی درباره ی سوالات جنسی نوجوانان می گوید:
((هنگامی که فرزند شما به حد بلوغ رسید و احساس کردید که غریزه ی جنسی او تا حدی بیدار گشته و معرض انقلاب و دگرگونی است می توانید به مناسبت یکی از سوالات رشته ی سخن را در دست بگیرید و بگویید می دانم اکنون تو به حالی رسیده ای که شاید این گونه افکار در مغزت وارد شود گاهی حالت تحریک به تو دست می دهد و میل داری که با شخص دیگری لمس نمایی، می خواهی کسی تو را جدا دوست داشته باشد تو هم اورا دوست داشته باشی، بعضی ها را بیش از حد دوست داری، هیچ مانعی ندارد همه ی پسران و دختران وقتی به این سن می رسند چنین حالاتی برایشان دست می دهد این ها مقدمه پدر و مادر شدن است. تو دیگر می خواهی پدر شوی همه ی پسران باید بعد از بزرگ شدن زن بگیرند و عروسی کنند تا خانواده تشکیل بدهند و پدر شوند اگر با دختر نجیب و خوش اخلاق و دین دار و زیبایی ازدواج کنی سعادتمند خواهی شد زندگی خانوادگی خیلی شیرین و زیبا است اما شرایط زندگی و تحصیلات تو اکنون به تو اجازه ی عروسی نمی دهد مواظب باش قبل از ازدواج به دام های فساد نیفتی، استمناء برای بهداشت و سلامت جسم و جان انسان ضرر دارد و از گناهان بزرگ به شمار می رود. سپس عواقب و خطرات انحرافات جنسی را برایش تبیین کند))
در مورد دختران نیز به همین صورت به گونه ای مناسب مسایل بلوغ جنسی را مطرح کند
منبع: کتاب تربیت جنسی در اسلام نوشته حافظ ثابت

پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند:
با سلام به دوستان و بازدید کنندگان محترم از وبلاگ ناچیز بنده.
در خدمتتون هستم با خلاصه سخنرانی آقای دهنوی -روانشناس- پیرامون تربیت دینی فرزند تو حرم حضرت معصومه سلام الله علیها که امروز برگزار شد.

نکته ها :


.jpg)
احترام گذاشتن پدیده شگفت انگیزی است و یک ویژگی اکتسابی است که باید در طول زندگی فرا گرفته شود. یک اصل نیز در این ارتباط وجود دارد و آن اینکه اگر کسی میخواهد مورد احترام دیگران واقع شود باید به دیگران احترام بگذارد
اگر نگاهی به جوانان نسل حاضر بیندازیم مشاهده میکنیم که این نسل بی احترام ترین نسلی است که دنیا تا کنون به خود دیده است.
پیش از آن که جوانان را سرزنش کنیم بیایید صادقانه از خود بپرسیم که ما در مورد آموزش احترام برای فرزندانمان چه کرده ایم؟
این سوال را میپرسم زیرا یکی از کارهای مفید تربیتی مشاهده مردم است، منظور من نگاه بیمارگونه به مردم نیست بلکه توجه به راهها و روشهایی است که مردم با یکدیگر رفتار و تعامل میکنند. این دقت و توجه شامل تمام گروههای سنی میشود. یکی از مشکلات عمدهای که وجود دارد این است که والدین هیچگاه فرزندان خود را احترام نمی کنند، بنا بر این کودکان نه تنها والدین خود را مورد احترام قرار نمیدهند بلکه به هیچکس دیگر، حتی به خودشان هم احترام نمیگذارند.
اما این نقیصه هرگز به این معنی نیست که شما والدین خوب و مناسبی نیستید بلکه میخواهم توجه بیشتری به این موضوع مهم داشته باشید و بدانید که باید بیشتر با فرزندان تعامل داشته باشید و در رفتار فرزندان با خودتان و دیگران بیشتر دقت کنید.
آموزش رفتار احترامآمیز یکی از مهمترین وظایفی است که بعهده والدین است و بهترین روش آموزش آن، نشان دادن احترام است آن هم نه احترام به دیگر بزرگسالان بلکه احترام به خود فرزندان.
احترام گذاشتن را با اطاعت و فرمانبرداری اشتباه نکنید و این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که اگر کسی در خانه شخص محترمی نباشد بیرون از خانه نیز هرگز نمیتواند به دیگران احترام بگذارد. بیایید همراه هم روشهای آموزش احترام گذاشتن را مورد بررسی قرار دهیم:
• به کودکان گوش فرا دهید تا آنها نیز به شما گوش فرا دهند:
زمانی که فرزندتان با شما صحبت میکند با توجه به سخنانش گوش فرا میدهید یا اینکه همزمان مشغول انجام چند کار دیگر هستید؟ انجام چند کار به طور همزمان یا مشغله داشتن اصلا بد نیست، اما فرزندان نیاز به توجه دارند هر چه را که میگویند یا انجام میدهند باید برای شما با ارزش و قابل توجه باشد. بدانید که هر کاری با هر درجه اهمیتی را میتوان برای دقایقی تعطیل کرد یا به تعویق انداخت. به چشمان آنها نگاه کنید. از خودتان بپرسید تا کنون چند بار مجبور شدهاید به دیگران بگویید " وقتی باهات حرف میزنم به من نگاه کن " وبعد ارزیابی کنید که آیا هر زمان که فرزندانتان با شما صحبت میکنند به آنها نگاه میکنید؟
به گونهای رفتار کنید که بفهمند برای شما اهمیت دارند و شما برای ارتباط با آنها زمان میگذارید و به آنها توجه میکنید، اطمینان داشته باشید آنها هم همین رفتار را در مورد شما و دیگران انجام خواهند داد.
• صداقت بهترین سیاست است
آیا یک فرد دروغگو قابل احترام است؟ و آیا شما به کسی که مورد احترامتان است دروغ میگویید؟ قطعا اینطور نیست.
اگر مرتکب اشتباهی شدید، آن را بپذیرید و عذرخواهی کنید زیرا این نوع رفتار به خصوص در مورد فرزندان کم سنتر بسیار با ارزش است زیرا در نظر کودکان این گروه سنی والدین موجوداتی کامل و مطلق هستند و اگر ببینند والدینشان هم ممکن است اشتباه کنند و در صورت بروز اشتباه، آن را میپذیرند و عذرخواهی میکنند، از طریق رفتار و عملکرد والدین بهتر و موثرتر آموزش میبینند.
• بیشتر به صفات مثبت فرزندانتان بپردازید تا اشاره به جنبههای منفی آنان
اگر فرزند شما مرتکب اشتباهی شد یا موفقیتی را که مورد توقع شما بود کسب نکرد، هرگز تحقیرش نکنید، خجل و شرمسارش نکنید و به هیچ عنوان به او توهین نکنید. این به معنی رابطه سرد و سخت با فرزند نیست.
زمان مناسب شوخی را رعایت کنید مثلا اگر با او می خواهید شوخی کنید یا سر به سرش بگذارید این کار را در حین بازی انجام دهید نه بعد از یک شکست یا زمان ناامیدی که او را به شدت تحت تاثیر قرار داده. از فرزندتان تعریف کنید اما مراقب باشید که در این زمینه زیادهروی نکنید که شکل حقیقی خود را از دست بدهد و دروغ شود و هر گاه خواستار ایجاد تغییری در فرزندتان هستید روی جنبههای مثبت وی تاکید کنید، همین امر باعث میشود که او هر چه بیشتر اعمال مثبت را انجام دهد.
• با دیگران همان گونه رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند

در مورد فرزندتان محدودیتهایی را اعمال کنید که خود آنها را رعایت میکنید. آیا شما به فرزندتان نشان دادهاید که هنگام ورود به حریم آنها یا زمان استفاده از لوازم آنها برای خود محدودیتهایی قایلید؟
در منزل فرزندان برای ورود به فضایی که در آن بسته است باید دربزنند و تا اجازه نگرفتند یا از طرف ما دعوت نشدند، نباید وارد اتاق خواب ما بشوند، بنا بر این ما هم دقیقا باید در مورد آنان همین طور عمل کنیم یعنی برای ورود به اتاق فرزندمان باید در بزنیم و هرگز به یکباره وارد اتاق آنان نشویم و زمانی که در اتاقشان حضور ندارند به لوازم شخصی آنها دست نزنیم. باید به فرزندانمان اعتماد داشته باشیم و به آنها احترام بگذاریم. در کلام ساده این که اگر میخواهید فرزندان به حد و مرزها احترام بگذارند ابتدا خود ما باید به حد و حدودهای تعیین شده احترام بگذاریم.
• ارزش فردی = احترام
فرزند شما باید بداند به عنوان یک انسان صاحب ارزش است و مانند سایرین مورد احترام است. این حس به فرزندان میآموزد که اگر خود را محترم نشمارند، نمیتوانند احترام دیگران را حفظ کنند. فرزندتان را تشویق کنید تا به خوبی از خودش مراقبت کند . اطمینان حاصل کنید که به اندازه کافی استراحت میکند. لباس آراسته و پاکیزه میپوشد و از خوراک مناسب و کافی برخوردار است. کودکان به همان چیزهایی اعتقاد پیدا میکنند که والدین به آن اعتقاد دارند.
• استقلال آنها را پایه ریزی کنید
برای پذیرفتن مسئوایت از طرف بچهها باید با در نظر گرفتن شرایط سنی آنها اقدام به واگذاری امور به آنها کنیم که این مسئولیت پذیری گامی اساسی برای کسب استقلال و احترام است. لازمه انجام صحیح و درست کار توسط فرزندان، اعتماد والدین به آنها است.
• همواره به فرزندتان بگویید که دوستش دارید
عبارت " بچههای من میدانند که من خیلی دوستشان دارم " مناسب نیست. من هم اطمینان دارم که آنها میدانند، اما به این فکر کنید که وقتی حتی بدون دلیل آنها را در آغوش میکشید و میبوسید چه احساس خوبی در آنها ایجاد میکنید. هرگز از اینکه به فرزندتان نشان دهید که چقدر دوستش دارید، نترسید. مجبور نیستید دایم آنها را نوازش کنید بلکه یک بوسه شب به خیر، یک بوسه خداحافظی و یک در آغوش کشیدن، هنگامی که به خانه میآید، میتواند این راه به ظاهر سخت و طولانی را هموار کند.
احترام گذاشتن در واقع یک نوع نگرش است. احترام گذاشتن و رفتار احترامآمیز به یک کودک کمک میکند که در زندگی موفق باشد. اگر کسی برای همسالان خویش، اولیاءاش یا حتی برای خودش احترام قایل نباشد تقریبا موفقیتاش غیرممکن خواهد بود. یک فرزند مودب مراقب رفتارش با اعضای خانواده و تمام کسانی که با آنها ارتباط دارد، است و همراه خوبی برای همسالان خودش محسوب میشود.
در مدارس نیز آموزشهایی در مورد رفتار احترامآمیز به فرزندان میدهند اما فراموش نکنید که این شما هستید که بیشترین تاثیر و نفوذ را در تربیت فرزندان دارید.
منبع : سایت مرکز مشاوره موسسه پِژوهشی امام خمینی ره
بارخدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله از اینکه حسد کردم...
از اینکه تظاهر به مطلبی کردم که اصلا نمیدانستم...
از اینکه زیبایی قلمم را به رخ کی کشیدم ...
از اینکه در غذا خوردن به فکر فقیران نبودم...
از اینکه مرگ را فراموش کردم...
از اینکه در راهت سستی وتنبلی کردم...
از اینکه عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم...
از اینکه در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم...
از اینکه منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند...
از اینکه شب بهر نماز شب بیدار نشدم...
از اینکه دیگران را به خود خنداندم غافل از اینکه خود خنده دار تر از همه هستم...
از اینکه لحظه ای به ابدی بودن دنیا وتجملاتش فکر کردم...
از اینکه در مقابل متکبرها متکبرترین ودر مقابل اشخاص متواضع متواضعتر نبودم...
از اینکه زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید...
از اینکه نشان دادم کاره ای هستم، خداکند که پست ومقام پستمان نکند...
از اینکه ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود...
از اینکه منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم غافل از اینکه تو بهتر از دیگران می نویسی و باحافظه تری..
از اینکه در سخن گفتن وراه رفتن ادای دیگران رادر آوردم...
از اینکه پولی بخشیدم ودلم خواست ازمن تشکر کنند...
از اینکه از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم وپر حرفی کردم...
از اینکه کاری را که باید فی سبیل الله میکردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را در نظر گرفتم...
از اینکه نماز را بی معنی خواندم وحواسم جای دیگری بود،در نتیجه دچار شک در نماز شدم...
از اینکه بی دلیل خندیدم وکمتر سعی کردم جدی باشمیاهر کسی را مسخره کردم...
ازاینکه ((خدا می بیند)) رادر همه کارهایم دخالت ندادم...
از اینکه کسی صدایم زد و من از روی ترس یا جهل یاحسد خودم را به نشنیدن زدم...

یکی از مشکلاتی که اغلب پدر و مادرها با فرزندانشان و فرزندان با پدر و مادر هایشان دارند اینست که همیشه پدر و مادر ها به فرزندانشان می گویند فلان کارو نکن یا فلان جا نرو و یا فلان چیز رو نخور و بچه ها چون کار دیگری بلد نیستند و چه بسا لجبازی شان تحریک می شود به رفتارشان ادامه می دهند.
در صورتی که به جای اینکه به او بگوییم چه کاری را انجام ندهد، به او بگویید چه کاری انجام دهد؟!؟
اینطوری هم بچه گیج نمی شود و هم رفتار درست را به او یاد داده ایم.
بعنوان مثال به جای اینکه به او بگوییم مواظب باش سرما نخوری، به او بگوییم خودت رو گرم نگه دار!
یا بجای اینکه بگوییم روی در و دیوار نقاشی نکن، دیوار جای نقاشی نیست، بگوییم توی دفترت یا روی کاغذ نقاشی کن، کاغذ جای نقاشی کردن است.
و یا هزاران هزار رفتاری را که می خواهیم فرزندانمان انجام ندهند، را با این روش از آنها دور کنیم،اینطوری علاوه بر اینکه لجبازی بچه ها را تحریک نکرده ایم، حتی رفتار سازنده را نیز به آنها یاد داده ایم.
خیلی بهتر خواهد بود که این انتقال رفتاری همراه با داستان باشد، یعنی مثلا بگوییم این نقاشی های خوشگل که تو کشیدی دوست دارن تو دفتر باشن، اینطوری ما اونها رو می شوریم، پاک میشن،غصه می خورن ولی اگه تو دفتر باشن می تونیم به همه نشون بدیم، اونها هم خوشحال میشن!
و یا بچه ای که اسباب بازی هایش را جمع نمی کند، به او بگوییم ببین،همونطور که هر کدوم از ما خونه داریم، اتاق داریم، تو اتاق خودمون می خوابیم، این اسباب بازی ها هم خونه دارن، خونشون هم سبد یا کمد اسباب بازی هاست، وقتی اونها رو نمی ذاری تو سبدشون اونها دلشون برای مامانشون تنگ میشه، مثل تو که اگه پیش ما نباشی غصه می خوری، ماهم غصه می خوریم که بچه مون پیش ما نیست، مامان اینها هم غصه می خوره، پس همه رو بریزیم تو سبد که پیش هم باشن که خوشحال باشن!
تربیت به طور کلی با صنعت فرقی دارد که از همین فرق، انسان می تواند جهت تربیت را بشناسد. صنعت عبارت است از «ساختن» به معنی این که شیئ یا اشیائی را تحت نوعی از پیراستن ها و آراستن ها قرار می دهند، میان اشیاء و میان قوای اشیاء ارتباط برقرار می کنند، در جهت مطلوب انسان قطع و وصل هایی صورت می دهند و آن گاه این شیئ می شود مصنوعی از مصنوع های انسان. فرض کنید که از طلا یک حلقه انگشتر یا یک زیور دیگری می سازیم. آن را شکل می?دهیم یا به قول معروف پرداخت می کنیم، وضع مخصوصی به آن می دهیم و می شود یک مصنوع برای ما، ولی تربیت عبارت است از پرورش دادن؛ یعنی استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شیئ موجود است، به فعلیت درآوردن و پرودن. لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است و اگر در مورد غیر جاندار این کلمه را به کار ببریم، مَجازاً به کار برده ایم، نه این که به مفهوم واقعی، آن شیئ را پرورش داده ایم؛ یعنی یک سنگ و یا یک فلز را نمی شود پرورش داد، آن طور که یک گیاه یا یک حیوان و یا یک انسان را پرورش می دهند.
مولایم!
وقتی درون کوله پشتی ام راباز کردم جز گرد وغبار گناه توشه ای نیافتم. اکنون که توشه ام بسیار سنگین شده واستخوان کمرم را شکسته واز سنگینی کوله ام قلبم پاره پاره گشته آمده ام از خستگی راهم بگویم.
راه بدون توشه ام راهی که از آن غافل بوده وهستم.
باید خود را مهیای آمدن می کردم ونکردم، دانستم، دانستم که راه را گم کرده ام آری من خود را گم کرده ام که هر بادی مرا بسویی می کشاند وهر سخنی مرا به دلهره می اندازد به یاد سخنت افتادم که فرمودی: یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم لایضرکم من ضل اذ اهتدیتم1 ای کسانی که ایمان آورده اید بر شما باد به شناخت خود(مراقب خود باشید) اگر شما هدایت یافته باشیدگمراهی کسانی که گمراهند به شما آسیبی نمی رساند.
که اگر خود رامی شناختم هیچ گمراهی به من آسیب نمی رساند
اکنون معبودم به در خانه ات آمده ام.

می دانم دیر آمده ام.... ولی معبودم آمدم.
به یاد می آورم زمانی را که تو مرا به درگاهت می خواندی ومن برای آمدنم هر بار بهانه ای می آوردم.
الهی به هر که فریاد خواهیم بردم ونوازشش خواستم یا طردم کرد یا آرامشی در نوازشش نبود.
الهی و معبودم.
به چه دلشاد باشم؟ یاد مناجات امام سجاد ع می افتم که می فرمود( الهی کاش می دانستم آیا مادرم مرا برای بدبختی زاییده یا برای رنج پرورده پس ای کاش که مرا نزاییده ونپرورده بود کاش می دانستم مولایم مرا از اهل سعادت قرار داده ای وبه مقام قربت مخصوص کرده ای تا چشمم بدین سبب روشن شود)2
اکنون از این می نالم
امیدوارم خدایا همواره مرا با نورت راهنمایی کنی که خود فرمودی: یهدی الله لنوره من یشاء3
وما با کارهایمان چراغ نورت را به خاموشی نکشیم که شیطان چراغ مصنوعی اش را در نظرمان نور جلوه کند ویحسبون انهم مهتدون4 که پنداریم از هدایت یافتگانیم و از آنچه تو از آن نهی کرده ای لاتتبعوا خطوات الشیطان5 پیروی کنیم وخود را هدایت یافته پنداریم.
1-سوره مائده آیه105 3-سوره نور آیه 35 5-سوره بقره 168
2-مفاتیح الجنان مناجات خائفین خمس عشر 4-سوره اعراف آیه 30