سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تربیت کودک
بترسید بترسید که خدا چنان پرده بر بنده گستریده که گویى او را آمرزیده . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :22
بازدید دیروز :32
کل بازدید :4020
تعداد کل یاداشته ها : 22
31/2/91
4:21 ع



اینقد پرواز کردم تا به اینجا رسیدم. فعلاً فصد دارم اینجا بمونم 







  



17/2/91::: 4:48 ع
نظر()
  
  

دوستان خوبم من بخاطر تعویض آدرس وبلاگم، دارم به یه آدرس جدید توی پارسی بلاگ میرم. خداحافظ وقتی رسیدم خبرتون می کنم.



آدرس جدیدم : www.jasiya.parsiblog.com


  
  

 


کودک و نوجوان علاقه مند است که در باره ی مسایل جنسی هر چه بیش تر بداند و از ندانستن ناراحت است او می خواهد به جواب واقع بینانه ای برسد از این رو در دوران قبل از بلوغ نیز به صورت مستقیم و غیرمستقیم از امور جنسی می پرسدآیت الله امینی در این درباره می گوید:


بعضی از پدران و مادران به عنوان پرده پوشی از پاسخ دادن به آنان طفره می روند و با عباراتی مانند: خفه شو! فضولی نکن! این حرفا به تو نیومده! بزرگ می شی می فهمی! بچه ها را ساکت می سازند برخی نیز جواب می دهند اما جواب هایی که خلاف واقع و نادرست است غالبا خود کودک و نوجوان هم متوجه می شوند که پدر و مادر می خواهند او را فریب دهند.


 اگر بزرگ تر ها به مسوولیت اطلاع رسانی خود درباره ی مسایل جنسی به کودک و نوجوان عمل نکنند آنان سوالات خویش را بدون پاسخ نمی گذارند و از جایی دیگر جویای جواب می شوند امروزه بیش ترین منبع اطلاعاتی نوجوانان و جوانان در زمینه ی مسایل جنسی دوستان، افراد کوچه و خیابان، کتاب ها، مجلات، فیلم های ویدیویی و برنامه های رادیویی است. سوال های سنین مختلف در دوره ی کودکی و نوجوانی متفاوت است. کودکی که در سنین 3 تا 4 سالگی است از مکان کو دک قبل از تولد می پرسد در سنین 7 تا 10 سالگی می پرسد چه کسی کودک را در شکم مادر قرار داده است.


آیة الله امینی در باره ی سوالات جنسی کودکان  و چگونگی پاسخ دادن به آن می گوید:


((اغلب سوالات جنسی کودکان به گونه ای نیست که نتوان به آن پاسخ داد شاید نخستین موضوعی که تا مدت ها ذهن کودکان را مشغول می کند تفاوت پسر و دختر و فرق بین آلت جنسی آن ها باشد. یک پسربچه ی خردسال به خوبی می فهمد که بایک دختربچه از جهت آلت تناسلی تفاوت دارد اما از سّر آن آگاه نیست گاهی خودش را ناقص می پندارد و گاهی دختربچه را. او میل دارد بفهمد که چرا چنین شده است به همین جهت ممکن است از پدر و مادر در این باره سوال کند بر پدر و مادر لازم است که صریحا به او بگویند که همه ی پسرها همین طور آفریده شده اند و داشتن این عضو برایشان نقصی نیست به واسطه ی همین عضو است که پسرها بعداً پدر خواهند شد همه ی دخترها هم، همین طور آفریده شده اند در خلقت نقصی ندارند و به واسطه ی همین عضو است که دخترها بعداً مادر می شوند هم مادر لازم است و هم پدر.
ممکن است کودک سوال بکند که نی نی کوچولو قبلا کجا بوده و از کجا آمده است در این جا پدر و مادر می توانند پاسخ دهند که مدتی در شکم یا رحم مادر زندگی می کرد بعدا بیرون آمد ممکن است بپرسد از کجا بیرون آمد می توان پاسخ داد که زیر شکم مادر راهی است که بچه از آن بیرون می آید. می توان محل خروج را به وسیله ی یک عروسک نشان داد ممکن است بگوید چگونه در شکم مادر به وجود آمد  می توان پاسخ داد که تخمک بسیار کوچکی در رحم مادر به وجود می آید، تدریجا بزرگ می شود تا یک بچه ی کامل شود آن گاه از شکم مادر خارج می شود در این قبیل سوالات صلاح نیست که والدین مسایل پیچیده ی زناشویی را به میان آورند و مطالبی را بگویند که کودک برای فهم  آن ها کاملا آمادگی پیدا نکرده است تصور نکنید که می خواهد همه ی حقایق را بفهمد او به مقداری که سوال می کند طالب فهم است نه بیشتر)


                                                                     


نوجوان در مرحله ی بلوغ با سطح وسیعی از سوالات جنسی روبه رو است که می خواهد جوابش را پیدا کند، جواب دادن به همه ی سوالات ریز و درشت او نه لازم است نه به صلاح او چه این که بی پاسخ گذاشتن همه ی آن ها هم درست نیست از این رو ضروری است که با هوشیاری و دقت و با توجه به سطح درک ورشد کودک  و نوجوان به آن ها پاسخ داد چون حس کنجکاوی کودک و نوجوان همین که اقناع شد از بین می رود.


آیة الله امینی درباره ی سوالات جنسی نوجوانان می گوید:


 ((هنگامی که فرزند شما به حد بلوغ رسید و احساس کردید که غریزه ی جنسی او تا حدی بیدار گشته و معرض انقلاب و دگرگونی است می توانید به مناسبت یکی از سوالات رشته ی سخن را در دست بگیرید و بگویید می دانم اکنون تو به حالی رسیده ای که شاید این گونه افکار در مغزت وارد شود گاهی حالت تحریک به تو دست می دهد و میل داری که با شخص دیگری لمس نمایی، می خواهی کسی تو را جدا دوست داشته باشد تو هم اورا دوست داشته باشی، بعضی ها را بیش از حد دوست داری، هیچ مانعی ندارد همه ی پسران و دختران وقتی به این سن می رسند چنین حالاتی برایشان دست می دهد این ها مقدمه پدر و مادر شدن است. تو دیگر می خواهی پدر شوی همه ی پسران باید بعد از بزرگ شدن زن بگیرند و عروسی کنند تا خانواده تشکیل بدهند و پدر شوند اگر با دختر نجیب و خوش اخلاق و دین دار و زیبایی ازدواج کنی سعادتمند خواهی شد زندگی خانوادگی خیلی شیرین و زیبا است اما شرایط زندگی و تحصیلات تو اکنون به تو اجازه ی عروسی نمی دهد مواظب باش قبل از ازدواج به دام های فساد نیفتی، استمناء برای بهداشت و سلامت جسم و جان انسان ضرر دارد و از گناهان بزرگ به شمار می رود. سپس عواقب و خطرات انحرافات جنسی را برایش تبیین کند)) 


در مورد دختران نیز به همین صورت به گونه ای مناسب مسایل بلوغ جنسی را مطرح کند


منبع: کتاب تربیت جنسی در اسلام نوشته حافظ ثابت


 


26/1/91::: 1:6 ص
نظر()
  



      


     پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: 


  • تَخَیَّروا لِنُطَفِکُمْ فَانَّ النِّساءَ یَلِدْنَ أشْباهَ اِخْوانِهِنَّ واَخَواتِهِنَّ.1


برای نسل خود مادری مناسب برگزینید که زنان فرزندانی بسان برادران و خواهران خود می آورند.

  • اُنْظُرْ فِی اَیِّ نِصابٍ تَضَعُ وَلَدِکَ فَاِنَّ العِرْقَ دَسّاسٌ.2


بنگر که فرزندت را در کجا قرار می دهی، چرا که وراثت و خون، سخت تأثیر گذار است.

  • اِنَّ اللهَ تَعالی وَکَّلَ بِالرّحِمِ مَلِکاً یَقُولُ: اَیْ رَبِّ نُطْفَةٌ؛ اَیْ رَبِّ مُضْغَةٌ؛ فَاذا اَرادَ اللهُ أنْ یَقْضِیَ خَلْقَها قالَ: اَیْ رَبِّ شَقِیٌّ اَوْ سَعِیدٌ؟ ذَکَرٌ اَوْ اُنْثی؟ فَما الرَّزْقُ فَما الأَجَلُ؟ فَیَکْتُبُ کَذلِکَ فِی بَطْنِ اُمِهِ.3


خدا فرشته ای را بر شکم مادر گماشته است که می گوید: پروردگار من! اینک این آفریده ات نطفه ای است. پس از چندی می گوید: پروردگار من! اینک این آفریده ات خونی بسته است. پس از چندی می گوید: پروردگار من! اینک این آفریده ات پاره گوشتی است؛ و آن گاه که خدا خواست برآفرینش آن، فرمان دهد می گوید: پروردگار من! اینک این آفریده ات نیک بخت باشد یا تیره بخت؟ نر باشد یا ماده؟ رزق و روزی و عمر او چگونه باشد؟ و این گونه همه این امور در شکم مادر نوشته می شود.

  • بَیْتٌ لا صِبْیانَ فیهِ لا بَرَکَةَ فیهِ.4


خانه ای که در آن کودک نباشد در آن برکت نیست.

  • خَیْرُ ما یُخَلَّفُ الانسانُ بَعْدَهُ ثَلاثٌ:وَلَدٌ صالِحٌ یَدْعُو لَهُ و....و.... .5       


بهترین چیزی که انسان پس از خود بر جای می نهد سه چیز است: فرزند شایسته کرداری که برای او دعا کند.

  • رَحِمَ اللهُ والِداً أَعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرِّهِ.6


خدا بر آن پدری مهر و رحمت آورد که فرزند خود را در راه نیکوکاری و نیک رفتای برخود یاری کند.

  • لایَعِدِ الرَّجُلُ صَبِیَّهُ لا یَفی لَهُ.7


انسان نباید به کودک خویش وعده بدهد و آن گاه به آن وفا نکند.

  • لَأنْ یُؤَدَّبَ رَجُلٌ وَلَدَهُ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ یَتَصَدَّقَ بِصاعٍ.8


این حقیقت که انسانی فرزندش را ادب بیاموزد برای او بهتر از آن است که با پیمانه اش صدقه بدهد.

  • اِنَّ الله تَعالی یُحِبُّ آَنْ تَعْدِلوا بَیْنَ أَوْلادِکُم حَتی فی القُبَلِ.9


خدا دوست می دارد که میان فرزندان خود حتی در بوسیدن آنان به عدالت رفتار کنید.

  • حِفْظُ الغُلام الصَغیرِ کالنَّقّْشِ فِی الحَجَرِ، و حِفْظُ الرَّجُلِ بَعْدَ ما یَکْبَرُ کالْکِتابِ عَلَی الْماءِ.10


حفظ نمودن دانش و فرمولهای علمی به وسیله کودک نورس بسان نقشی است که بر سینه سنگ زده می شود، وحفظ نمودن بزرگسال بسان نوشته ای است بر پهنه ی آب.

  • عَرامةُ الصَّبِیِّ فِی صِغَرِهِ زِیادَةٌ فِی عَقْلِهِ فِی کِبَرِهِ.11


سرکشی وگردنفرازی کودک در خردسالی مایه فزونی خرد او در بزرگسالی اوست.

  • النّاس مَعادِنُ والعِرْقُ دَسّاسُ و أدَبُ السُّوءِ کَعِرْقِ السُّؤءِ.12


مردم بسان معدن ها گوناگون هستند، واصل وراثت در مردم اثر گذار است، و ادب آموزی نادرست و تربیت غلط بسان اصل وراثت اثر گذار و جدی است.

  • حَقُّ الْوَلَدِ عَلَی الْوالِدِ، أنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ، وَیُحَسِّنَ اسْمَهُ، وَیُحَسِّنَ مَوْضِعَهُ، وَیُحَسِّنَ مَوْضِعَهُ، وَیُحَسِّنَ أَدَبَهُ.13


حقوق فرزند بر پدر آن است که نام او را نیکو برگزیند، و جایگاه و موقعیت او را نیکو سازد، و ادب نیکو و منش زیبا به وی بیاموزد.

  • حَقُّ الْوَلَدِ عَلَی الْوالِدِ أَنْ یُعَلِّمَهُ الْکِتابَةَ والسِّباحَةَ والرِّمایَةَ، وَأَنْ لایَرْزُقَهُ إِلّا طَیِّباً، وأَنْ یُزَوِّجَهُ إِذا بَلَغَ.14


حقوق پسر بر پدر آن است که بر او نوشتن بیاموزد، و نیز شناکردن و تیراندازی به او آموزش دهد. بر او جز غذای پاک و بهداشتی نخوراند،‌ و هنگامی که به رشد رسید وسیله ی ازدواج او را فراهم آورد.

  • عَلِّمُوا أَبْناءَکُم السَّباحَةَ وَالرِّمایَةَ، نِعْمَ لَهْوُ الْمُؤْمِنَةُ فِی بَیْتِها الْمِغْزَلُ، وَإِذا دَعاکَ أَبَواکَ فأَجِبْ أُمُّکَ.15


فرزندان خود را شنا و تیراندازی بیاموزید، و چرخ نخ ریسی برای زن در خانه اش سرگرمی بسیار خوبی است. هنگامی که پدر و مادرت، همزمان تو را فراخواندند نخست مادرت را پاسخ بگو.

  • إِذا ماتَ وَلَدُ الْعَبْدِ قالَ اللهُ لِمَلائِکَتِهِ: قَبَضْتُمْ وَلَدَ عَبْدِی؟


          فَیَقُولُونَ: نَعَمْ.
          فَیَقُولُ: ماذا قالَ عَبْدِی؟
          فَیَقُولُونَ: حَمَدَکَ وَاسْتَرْجَعَ.
          فَیَقُولُ اللهُ: ابْنُوا لِعَبْدِی بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَسَمُّوهُ بَیْتَ الْحَمْدِ.16
هنگامی که فرزند کسی بمیرد، خدا به فرشتگان خود می گوید: جان فرزند بنده ی مرا گرفتند؟ می گویند: آری. می فرماید: بنده ام چه گفت؟ میگویند: تو را سپاس کرد و گفت: ما از خدا هستیم وبه سوی او بازمی گردیم. خدا می فرماید: برای بنده ام در بهشت خانه ای باشکوه بسازید، ونام آن را خانه ((ستایش)) نام نهید.
1-حدیث 1132
2-حدیث 564
3-حدیث 735
4-حدیث 1096
5-حدیث 1531
6-حدیث 1660
7-حدیث 999
8-حدیث 2209
9-حدیث 754
10-حدیث 1385
11-حدیث 1940
12-حدیث 3146
13-حدیث 1393
14-حدیث 1394
15-حدیث 1955
16-حدیث 240



 


14/1/91::: 2:16 ص
نظر()
  

 



با سلام به دوستان و بازدید کنندگان محترم از وبلاگ ناچیز بنده.


در خدمتتون هستم با خلاصه سخنرانی آقای دهنوی -روانشناس- پیرامون تربیت دینی فرزند تو حرم حضرت معصومه سلام الله علیها که امروز برگزار شد.


                                                                                                                                               


نکته ها :




  • شنوایی جنین: شنوایی جنین داخل شکم از چهار ماهگی آغاز میشود و از همان ابتدای تشکیل نطفه جنین درک می کند بنابراین جنین داخل رحم مادر سخنان را می شنود و پدر و مادر در سخن گفتن خود احتیاط کنند و مادر مواظب باشد که به چه چیزی گوش می دهد. محققان با میکرو دوربینی که داخل رحم زنی جاگذاری کرده اند به این نتیجه رسیده اند که با گوش دادن مادر به موسیقی جنین داخل رحمش به رقص در می آید.



  •                       



  •  تاثیر تصاویر بر روی جنین: ایشان فرمودند سالها پیش که فقط دو شبکه تلویزیونی وجود داشت وسریال کم پخش می شد سریال اوشین را هفته ای یک بار دوشنبه ها پخش می کردند و سریال جذابی بود اکثر مردم منتظر دوشنبه بودند تا این سریال را ببینند، با تحقیق معلوم شد کودکانی که آن سال در ایران به دنیا آمده بودند اکثرشان چشم بادامی شده اند.



  •                      



  • زمان شروع آموزش دینی به کودک: حس دینی مذهبی کودک از سه سالگی آغاز می شود وآموزش باید تدریجی و بدون هیچ فشاری انجام گیرد و به هیچ وجه نباید رسمی باشد آموزش رسمی از دوران مدرسه آغاز می شود از اول ابتدایی تا پایان راهنمایی زمان خوبی برای آموزش زبان های دیگر به کودک است بنابراین قبل از هفت سال از آموزش زبان به کودکان بپرهیزید و ایشان با آموزش بن بن بن و عمو فردوس قبل از مدرسه مخالف بودند و گفتند چون کودک وقتی به مدرسه می رود و می بیند همه چیز را بلد است مهارت گوش دادنش را از دست میدهد و همچنین دچار غرور کاذب می شود.                                                                            



  • غریزه جنسی در کودک:سختگیری پدر و مادر در پوشش قبل از هفت سالگی کودک لازم نیست چون میل جنسی او تا این سن بروز ندارد اما بعد از آن باید مواظب پوشش خود باشند. جز 1? از کودکان که در سن چهار سالگی به عللی رفتار های جنسی (خود را به جاهای برجسته می مالند و نفس نفس می زنند و چشمشان قرمز می شود وبعد احساس راحتی می کنند) دارند که پیش این کودکان باید مراعات پوشش بشود ولی مواظب رفتار های جنسی خود از همان ابتدای تولد کودک باید بود.



  • بازیهای رایانه ای: در روز کودک بیش از یک ساعت بازی رایانه ای نداشته باشد چون باعث بیماری های روحی و جسمی کودک می شود از جمله آرتروز گردن شب ادراری و... دیدن تلویزیون تا سه ساعت در روز مشکلی ندارد.

  •                      



  • سن تکلیف: دو سال قبل از رسیدن به سن تکلیف عبادت را در کودک جدی بگیرید وبه او بگویید که باید از الان تمرین کنی تا بتوانی دو سال دیگر عباداتت را انجام دهی.



  •                                                        



  • در نوجوانی که حدود13 الی 19 سالگی است حس تعلق به گروه در نوجوان شکل می گیرد و نیاز به ارضاء حس دوست یابی در نوجوان وجود دارد وباید مواظب باشیم تا نوجوان دوستان خوبی پیدا کند چون نوجوان در این سن دوستانش را تا 21 سالگی رها نمی کند وبا آنان صمیمی می شود اگر او دوست خوبی ندارد به دوستانش هرگز توهین نکنید.

  •                      




20/12/90::: 6:58 ص
نظر()
  

                                                 


                                              


                                             



                                              


احترام گذاشتن پدیده شگفت انگیزی است و یک ویژگی اکتسابی است که باید در طول زندگی فرا گرفته شود. یک اصل نیز در این ارتباط وجود دارد و آن اینکه اگر کسی می‌خواهد مورد احترام دیگران واقع شود باید به دیگران احترام بگذارد


اگر نگاهی به جوانان نسل حاضر بیندازیم مشاهده می‌کنیم که این نسل بی احترام ترین نسلی است که دنیا تا کنون به خود دیده است.


پیش از آن که جوانان را سرزنش کنیم بیایید صادقانه از خود بپرسیم که ما در مورد آموزش احترام برای فرزندان‌مان چه کرده ایم؟ 


این سوال را می‌پرسم زیرا یکی از کارهای مفید تربیتی مشاهده مردم است، منظور من نگاه بیمارگونه به مردم نیست بلکه توجه به راهها و روش‌هایی است که مردم با یکدیگر رفتار و تعامل می‌کنند. این دقت و توجه شامل تمام گروه‌های سنی می‌شود. یکی از مشکلات عمده‌ای که وجود دارد این است که والدین هیچگاه فرزندان خود را احترام نمی کنند، بنا بر این کودکان نه تنها والدین خود را مورد احترام قرار نمی‌دهند بلکه به هیچکس دیگر، حتی به خودشان هم احترام نمی‌گذارند.


اما این نقیصه هرگز به این معنی نیست که شما والدین خوب و مناسبی نیستید بلکه می‌خواهم توجه بیشتری به این موضوع مهم داشته باشید و بدانید که باید بیشتر با فرزندان‌ تعامل داشته باشید و در رفتار فرزندان با خودتان و دیگران بیشتر دقت کنید.


آموزش رفتار احترام‌آمیز یکی از مهمترین وظایفی است که بعهده والدین است و بهترین روش آموزش آن، نشان دادن احترام است آن هم نه احترام به دیگر بزرگسالان بلکه احترام به خود فرزندان.


احترام گذاشتن را با اطاعت و فرمانبرداری اشتباه نکنید و این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که اگر کسی در خانه شخص محترمی نباشد بیرون از خانه نیز هرگز نمی‌تواند به دیگران احترام بگذارد. بیایید همراه هم روشهای آموزش احترام گذاشتن را مورد بررسی قرار دهیم:


• به کودکان گوش فرا دهید تا آنها نیز به شما گوش فرا دهند:


زمانی که فرزندتان با شما صحبت می‌‌کند با توجه به سخنانش گوش فرا می‌دهید یا اینکه هم‌زمان مشغول انجام چند کار دیگر هستید؟ انجام چند کار به طور همزمان یا مشغله داشتن اصلا بد نیست، اما فرزندان نیاز به توجه دارند هر چه را که می‌گویند یا انجام می‌دهند باید برای شما با ارزش و قابل توجه باشد. بدانید که هر کاری با هر درجه اهمیتی را می‌توان برای دقایقی تعطیل کرد یا به تعویق انداخت. به چشمان آنها نگاه کنید. از خودتان بپرسید تا کنون چند بار مجبور شده‌اید به دیگران بگویید " وقتی باهات حرف می‌زنم به من نگاه کن " وبعد ارزیابی کنید که آیا هر زمان که فرزندان‌تان با شما صحبت می‌کنند به آنها نگاه می‌کنید؟


به گونه‌ای رفتار کنید که بفهمند برای شما اهمیت دارند و شما برای ارتباط با آنها زمان می‌گذارید و به آنها توجه می‌کنید، اطمینان داشته باشید آنها هم همین رفتار را در مورد شما و دیگران انجام خواهند داد.


• صداقت بهترین سیاست است


آیا یک فرد دروغگو قابل احترام است؟ و آیا شما به کسی که مورد احترام‌تان است دروغ می‌گویید؟ قطعا اینطور نیست.


اگر مرتکب اشتباهی شدید، آن را بپذیرید و عذرخواهی ‌کنید زیرا این نوع رفتار به خصوص در مورد فرزندان کم سن‌تر بسیار با ارزش است زیرا در نظر کودکان این گروه سنی والدین موجوداتی کامل و مطلق هستند و اگر ببینند والدین‌شان هم ممکن است اشتباه کنند و در صورت بروز اشتباه، آن را می‌پذیرند و عذرخواهی می‌کنند، از طریق رفتار و عملکرد والدین بهتر و موثرتر آموزش می‌بینند.


• بیشتر به صفات مثبت فرزندان‌تان بپردازید تا اشاره به جنبه‌های منفی آنان


اگر فرزند شما مرتکب اشتباهی شد یا موفقیتی را که مورد توقع شما بود کسب نکرد، هرگز تحقیرش نکنید، خجل و شرمسارش نکنید و به هیچ عنوان به او توهین نکنید. این به معنی رابطه سرد و سخت با فرزند نیست.


زمان مناسب شوخی را رعایت کنید مثلا اگر با او می خواهید شوخی کنید یا سر به سرش بگذارید این کار را در حین بازی انجام دهید نه بعد از یک شکست یا زمان ناامیدی که او را به شدت تحت تاثیر قرار داده. از فرزندتان تعریف کنید اما مراقب باشید که در این زمینه زیاده‌روی نکنید که شکل حقیقی خود را از دست بدهد و دروغ شود و هر گاه خواستار ایجاد تغییری در فرزندتان هستید روی جنبه‌های مثبت وی تاکید کنید، همین امر باعث می‌شود که او هر چه بیشتر اعمال مثبت را انجام دهد.


• با دیگران همان گونه رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند


                                                    


در مورد فرزندتان محدودیت‌هایی را اعمال کنید که خود آنها را رعایت می‌کنید. آیا شما به فرزندتان نشان داده‌اید که هنگام ورود به حریم آنها یا زمان استفاده از لوازم آنها برای خود محدودیت‌هایی قایلید؟


در منزل فرزندان برای ورود به فضایی که در آن بسته است باید دربزنند و تا اجازه نگرفتند یا از طرف ما دعوت نشدند، نباید وارد اتاق خواب ما بشوند، بنا بر این ما هم دقیقا باید در مورد آنان همین طور عمل کنیم یعنی برای ورود به اتاق فرزندمان باید در بزنیم و هرگز به یکباره وارد اتاق آنان نشویم و زمانی که در اتاق‌شان حضور ندارند به لوازم شخصی‌ آنها دست نزنیم. باید به فرزندان‌مان اعتماد داشته باشیم و به آنها احترام بگذاریم. در کلام ساده این که اگر می‌خواهید فرزندان به حد و مرزها احترام بگذارند ابتدا خود ما باید به حد و حدودهای تعیین شده احترام بگذاریم.


• ارزش فردی = احترام


فرزند شما باید بداند به عنوان یک انسان صاحب ارزش است و مانند سایرین مورد احترام است. این حس به فرزندان می‌آموزد که اگر خود را محترم نشمارند، نمی‌توانند احترام دیگران را حفظ کنند. فرزندتان را تشویق کنید تا به خوبی از خودش مراقبت کند . اطمینان حاصل کنید که به اندازه کافی استراحت می‌کند. لباس آراسته و پاکیزه می‌پوشد و از خوراک مناسب و کافی برخوردار است. کودکان به همان چیزهایی اعتقاد پیدا می‌کنند که والدین به آن اعتقاد دارند.


• استقلال آنها را پایه ریزی کنید


برای پذیرفتن مسئوایت از طرف بچه‌ها باید با در نظر گرفتن شرایط سنی آنها اقدام به واگذاری امور به آنها کنیم که این مسئولیت پذیری گامی اساسی برای کسب استقلال و احترام است. لازمه انجام صحیح و درست کار توسط فرزندان، اعتماد والدین به آنها است.


• همواره به فرزندتان بگویید که دوستش دارید


عبارت " بچه‌های من می‌دانند که من خیلی دوست‌شان دارم " مناسب نیست. من هم اطمینان دارم که آنها می‌دانند، اما به این فکر کنید که وقتی حتی بدون دلیل آنها را در آغوش می‌کشید و می‌بوسید چه احساس خوبی در آنها ایجاد می‌کنید. هرگز از اینکه به فرزندتان نشان دهید که چقدر دوستش دارید، نترسید. مجبور نیستید دایم آنها را نوازش کنید بلکه یک بوسه شب به خیر، یک بوسه خداحافظی و یک در آغوش کشیدن، هنگامی که به خانه می‌آید، می‌تواند این راه به ظاهر سخت و طولانی را هموار کند.


احترام گذاشتن در واقع یک نوع نگرش است. احترام گذاشتن و رفتار احترام‌آمیز به یک کودک کمک می‌کند که در زندگی موفق باشد. اگر کسی برای همسالان خویش، اولیاءاش یا حتی برای خودش احترام قایل نباشد تقریبا موفقیت‌اش غیرممکن خواهد بود. یک فرزند مودب مراقب رفتارش با اعضای خانواده و تمام کسانی که با آنها ارتباط دارد، است و همراه خوبی برای همسالان خودش محسوب می‌شود.


در مدارس نیز آموزش‌هایی در مورد رفتار احترام‌آمیز به فرزندان می‌دهند اما فراموش نکنید که این شما هستید که بیشترین تاثیر و نفوذ را در تربیت فرزندان دارید.


                                       منبع : سایت مرکز مشاوره موسسه پِژوهشی امام خمینی ره


  
  

فرازهایی از توبه نامه شهید 13 ساله کرجی


شهید محمودی


بارخدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله از اینکه حسد کردم...


از اینکه تظاهر به مطلبی کردم که اصلا نمیدانستم...


از اینکه زیبایی قلمم را به رخ کی کشیدم ...


                                        


از اینکه در غذا خوردن به فکر فقیران نبودم...


از اینکه مرگ را فراموش کردم...


 از اینکه در راهت سستی وتنبلی کردم...


از اینکه عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم...


از اینکه در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم...


از اینکه منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند...


از اینکه شب بهر نماز شب بیدار نشدم...


از اینکه دیگران را به خود خنداندم غافل از اینکه خود خنده دار تر از همه هستم...


از اینکه لحظه ای به ابدی بودن دنیا وتجملاتش فکر کردم...


از اینکه در مقابل متکبرها متکبرترین ودر مقابل اشخاص متواضع متواضعتر نبودم...


از اینکه زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید...


از اینکه نشان دادم کاره ای هستم، خداکند که پست ومقام پستمان نکند...


از اینکه ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود...


از اینکه منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم غافل از اینکه تو بهتر از دیگران می نویسی و باحافظه تری..


از اینکه در سخن گفتن وراه رفتن ادای دیگران رادر آوردم...


از اینکه پولی بخشیدم ودلم خواست ازمن تشکر کنند...


از اینکه از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم وپر حرفی کردم...


از اینکه کاری را که باید فی سبیل الله میکردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را در نظر گرفتم...


از اینکه نماز را بی معنی خواندم وحواسم جای دیگری بود،در نتیجه دچار شک در نماز شدم...


از اینکه بی دلیل خندیدم وکمتر سعی کردم جدی باشمیاهر کسی را مسخره کردم...


ازاینکه ((خدا می بیند)) رادر همه کارهایم دخالت ندادم...


از اینکه کسی صدایم زد و من از روی ترس یا جهل یاحسد خودم را به نشنیدن زدم...


  
  



 


یکی از مشکلاتی که اغلب پدر و مادرها با فرزندانشان و فرزندان با پدر و مادر هایشان دارند اینست که همیشه پدر و مادر ها به فرزندانشان می گویند فلان کارو نکن یا فلان جا نرو و یا فلان چیز رو نخور و بچه ها چون کار دیگری بلد نیستند و چه بسا لجبازی شان تحریک می شود به رفتارشان ادامه می دهند.


در صورتی که به جای اینکه به او بگوییم چه کاری را انجام ندهد، به او بگویید چه کاری انجام دهد؟!؟


اینطوری هم بچه گیج نمی شود و هم رفتار درست را به او یاد داده ایم.


بعنوان مثال به جای اینکه به او بگوییم مواظب باش سرما نخوری، به او بگوییم خودت رو گرم نگه دار!


یا بجای اینکه بگوییم روی در و دیوار نقاشی نکن، دیوار جای نقاشی نیست، بگوییم توی دفترت یا روی کاغذ نقاشی کن، کاغذ جای نقاشی کردن است.


 و یا هزاران هزار رفتاری را که می خواهیم فرزندانمان انجام ندهند، را با این روش از آنها دور کنیم،اینطوری علاوه بر اینکه لجبازی بچه ها را تحریک نکرده ایم، حتی رفتار سازنده را نیز به آنها یاد داده ایم.


 خیلی بهتر خواهد بود که این انتقال رفتاری همراه با داستان باشد، یعنی مثلا بگوییم این نقاشی های خوشگل که تو کشیدی دوست دارن تو دفتر باشن، اینطوری ما اونها رو می شوریم، پاک میشن،غصه می خورن ولی اگه تو دفتر باشن می تونیم به همه نشون بدیم، اونها هم خوشحال میشن!


و یا بچه ای که اسباب بازی هایش را جمع نمی کند، به او بگوییم ببین،همونطور که هر کدوم از ما خونه داریم، اتاق داریم، تو اتاق خودمون می خوابیم، این اسباب بازی ها هم خونه دارن، خونشون هم سبد یا کمد اسباب بازی هاست، وقتی اونها رو نمی ذاری تو سبدشون اونها دلشون برای مامانشون تنگ میشه، مثل تو که اگه پیش ما نباشی غصه می خوری، ماهم غصه می خوریم که بچه مون پیش ما نیست، مامان اینها هم غصه می خوره، پس همه رو بریزیم تو سبد که پیش هم باشن که خوشحال باشن!



  
  

تربیت به طور کلی با صنعت فرقی دارد که از همین فرق، انسان می تواند جهت تربیت را بشناسد. صنعت عبارت است از «ساختن» به معنی این که شیئ یا اشیائی را تحت نوعی از پیراستن ها و آراستن ها قرار می دهند، میان اشیاء و میان قوای اشیاء ارتباط برقرار می کنند، در جهت مطلوب انسان قطع و وصل هایی صورت می دهند و آن گاه این شیئ می شود مصنوعی از مصنوع های انسان. فرض کنید که از طلا یک حلقه انگشتر یا یک زیور دیگری می سازیم. آن را شکل می?دهیم یا به قول معروف پرداخت می کنیم، وضع مخصوصی به آن می دهیم و می شود یک مصنوع برای ما، ولی تربیت عبارت است از پرورش دادن؛ یعنی استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شیئ موجود است، به فعلیت درآوردن و پرودن. لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است و اگر در مورد غیر جاندار این کلمه را به کار ببریم، مَجازاً به کار برده ایم، نه این که به مفهوم واقعی، آن شیئ را پرورش داده ایم؛ یعنی یک سنگ و یا یک فلز را نمی شود پرورش داد، آن طور که یک گیاه یا یک حیوان و یا یک انسان را پرورش می دهند. 




این پرورش دادن ها به معنی شکوفا کردن استعدادهای درونی آن موجودها است که فقط در مورد موجودهای زنده صادق است و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت؛ یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شیئ باشد. اگر بنا باشد یک شیئ شکوفا بشود، باید کوشش کرد همان استعدادهایی که در آن هست، بروز و ظهور بکند؛ اما اگر استعدادی در یک شیئ نیست، بدیهی است آن چیزی که نیست و وجود ندارد، نمی شود آن را پرورش داد. مثلاً استعداد درس خواندن در یک مرغ، مثلاً ریاضیات یاد بگیرد و مسائل حساب و هندسه را حل بکند. استعدادی را که در او وجود ندارد، نمی شود بروز داد و باز از همین جا معلوم می شود کهترس و ارعاب و تهدید، در انسان ها  عامل تربیت نیست؛ یعنی استعدادهای هیچ انسانی را از راه ترساندن، زدن، ارعاب و تهدید نمی شود پرورش داد، همانطور که یک غنچه گل را نمی شود به زور به صورت گل درآورد. مثلاً غنچه را بکشیم تا گل بشود یا نهالی را که به زمین کرده ایم و می خواهد رشد بکند، با دست خودمان بگیریم به زور بکشیم تا رشد بکند. رشد آن به کشیدن نیست. اعمال زور آن جا مفید نیست، فقط از راه طبیعی که احتیاج دارد؛ خاک، آب، هوا، نور و حرارت رشد می کند. همان هایی را که احتیاج دارد باید به او بدهیم، خیلی هم با لطافت و نرمش و ملایمت؛ یعنی از راه خودش، تا رشد بکند. ولی اگر بخواهیم به زور گیاهی را رشد بدهیم، نتیجه نمی گیریم. اصلاً اینجا عامل زور حکمفرما نیست. از نظر تربیت انسانها هم ترس و ارعاب عامل پرورش نیست.

رعایت حالت روح 

در نهج البلاغه، در کلمات قصار، در سه جا جمله ای به این معنا آمده که: «ان للقوب شهوش و اقبالا و ادبارا»؛ دل یک میلی دارد و اقبالی و ادباری. «فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها»؛ کوشش کنید دل ها را از ناحیه میل آن ها پرورش بدهید، به زور وادارشان نکنید. «فان القلب اذا اکره عمی»؛ قلب اگر مورد اکراه و اجبار قرار بگیرد، کور می شود؛ یعنی خودش واپس می زند. 

در حکمت 188 می فرماید: «ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان فابتغوا لها طرائف الحکمه.» یعنی همین طور که تن انسان خسته می شود و احتیاج به استراحت دارد، دل انسان هم گاهی خسته می شود و احتیاج به استراحت دارد. در این صورت دیگر فکرهای سنگین را به او تحمیل نکنید، حکمت های طرفه و ظریف (اعجاب انگیز و خوشحال کننده) از قبیل ذوقیات و ادبیات را به او عرضه بدارید تا سر نشاط و سر حال بیاید. 

در حکمت 304 -که معلوم است در آنجا نظر به عبادت است که عبادت را هم نباید بر روح تحمیل کرد، بلکه باید آن را با نرمش بر روح وارد نمود؛ یعنی از میل و حالش باید استفاده کرد- می?فرماید: «ان للقلوب اقبالا و ادبارا، فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل.» وقتی که دیدید دل نشاط دارد، حال دارد، اقبال دارد، آن وقت وادارش کنید نافله را هم بخواند؛ چون حالش را دارد. «و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض.» وقتی می بینید که میل ندارید، به همان فرائض اکتفا کنید، عبادت را هم به او تحمیل نکنید. این ها همه نشان می دهد که حالت روح را باید خیلی ملاحظه کرد؛ حتی در عبادت. عبادت هم اگر بر روح انسان جنبه زور و تحمیل داشته باشد، علاوه بر این که اثر نیک نمی بخشد، اثر سوء نیز می بخشد.

تعبیر «راسل» 

«راسل» در کتاب «زناشوئی و اخلاق» تعبیری دارد. او آدم ادیبی است. بیش از آن که فیلسوف باشد، ادیب و شاعر مسلک است و در بیاناتش تعبیرات ادبی و شاعرانه زیاد به کار می برد. تربیت های مبتنی بر ترس و ارعاب را تعبیر می کند به «تربیت های خرس مآبانه». می گوید: حس گناه، پشیمانی و ترس نباید بر حیات کودک مستولی شود. کودکان باید شاد، خندان و خوش بخت باشند و نمی دانیم چه طور به این خرس ها رقص می آموزند. آن ها  را روی یک صفحه آهنین داغی می گذارند و برای ایشان فلوت می زنند. آن ها می رقصند؛ زیرا اگر دائماً بایستند، کف پایشان می سوزد. نظیر این وضع برای کودکانی پیش می آید که مورد ملامت بزرگترها به علل مربوط به اعضای جنسی خود قرار می گیرند. این ملامت ها بعدها آنان را مشوش کرده و در زندگی جنسی بدبخت می سازد.

 

ترس، عامل جلوگیری از طغیان 

اینجا یک توضیحی لازم است؛ در مسأله عامل ترس و ارعاب؛ چه در تربیت فردی کودک و چه در تربیت اجتماعی بزرگ سالان یک بحث این است که آیا ترس و ارعاب عامل تربیت، به مفهوم پرورش و رشد دادن است؟ و آیا ترس می تواند عامل رشددهنده روح انسان باشد؟ نه! نقش ترس این نیست که عامل رشددهنده باشد، ولی یک بحث دیگر این است که آیا عامل ترس جزو عواملی است که باید برای تربیت کودک یا تربیت اجتماع از آن استفاده کرد یا نه؟ جواب این است: بله! ولی نه برای رشد دادن و پرورش استعدادها، بلکه برای بازداشتن روح کودک یا روح بزرگ سال در اجتماع از برخی طغیان ها؛ یعنی ترس عامل فرو نشاندن است، عامل رشد دادن و پرورش دادن استعدادهای پست و پایین و عامل جلوگیری از طغیان هاست.

لزوم آگاهی کودک از علت تشویق یا تهدید

بنابراین در مواقعی، از عامل ترس باید استفاده کرد. در عین این که ما عامل ترس را عاملی رشد?دهنده و پرورش دهنده نمی دانیم، ولی عامل لازمی می دانیم، اما مخصوصا در مورد کودک این نکته باید مورد توجه باشد و نکته خوبی است که امروز بیش تر توجه داردکه کودک کاملاً باید آگاه باشد که تشویق یا تهدیدی که می شود برای چیست. اگر کودک نفهمد که برای چه تشویق می شود و به خصوص اگر نفهمد برای چه تهدید می شود، روحش به کلی مشوش می گردد. 

امروز به این نکته پی برده اند کهبسیاری از بیماری های روانی در اثر ترساندن ها یا کتک زدن ها و ارعاب های بی جا در کودکی پیدا می شود. مثالی عرض می کنم که نظیر آن در حدیث است. فرض کنید مادری بچه اش در مجلسی روی دامن دوستش نشسته است. بچه ای که نمی فهمد که نباید ادارا بکند، این عمل را انجام می دهد. مادر ناراحت و عصبانی می شود و کتکش می زند. بدیهی است که این بچه نمی فهمد که معنای این کتک این است که تو چرا این جا ادرار کردی و قبلاً نگفتی. آن چه که در روح او وارد می شود، این است که نباید ادار بکند و نتیجه این است که هروقت بخواهد ادرار بکند، یک حالت اضطراب و هیجانی به او دست می دهد، یک ترسی در روحش وارد می شود و بعد آن، همیشه از عمل طبیعی خودش ترسناک است و این ممکن است عوارض جسمانی و عصبی و عقده های روانی ایجاد کند و ایجاد هم می کند. این از نظر بچه یک ترس بی منطق است. از نظر مادر یک منطقی دارد، ولی از نظر بچه منطقی ندارد. 

بچه هروقت رسید به این حد که بر اثر عادت کردن فهمید که نباید مثلاً روی فرش ادار کرد، یعنی بدون این که اعمال خشونت کنند، عادتش بدهند که مثلاً روی فرش ادرار نکند و خودش هم بفهمد که روی فرش ادرار کردن خوب نیست، آن وقت اگر از روی فهم چنین کاری بکند، این یک حالت طغیانی است در او؛ یعنی لجاجتی است علیه آن چه که خودش می فهمد. در چنین موردی خشونت کردن ممکن است مفید واقع بشود، ولی تا به این مرحله نرسیده است، مسلم خشونت یک عامل مفید نیست.

در اجتماع بزرگ البته مطلب روشن است که عامل خشونت لازم است؛ در مواردی که آدم بزرگ می داند که فلان کار را نباید بکند، ولی علیه مقررات و قوانین طغیان می کند. در چنین مواقعی برای جلوگیری از طغیان هیچ مانعی ندارد که عامل خشونت به کار برده شود؛ بنابراین در عین  این که عرض کردیم عامل ترس و ارعاب و خشونت عامل پرورش و شکوفا کردن نیست، ولی عامل لازمی است، شرط تربیت است، گو این که عامل تربیت نیست.

دوره شکوفایی روح 

مطلب دیگری که در این جا هست، این است که اساس تربیت در انسان باید بر شکوفا کردن روح باشد. آیا دروه های مختلف عمر از این نظر فرق می کنند یا نه؟ مسلم فرق می کنند. بعضی دوره ها تناسب و موقعیت بسیار بهتری برای شکوفا شدن استعدادها دارند. همین دوره بعد از هفت سالگی که در احادیث هم به آن عنایت شده که از آن به بعد به تربیت بچه توجه بشود. همین دوره از هفت سالگی تا حدود سی سالگی، دوره بسیار مناسبی است برای شکوفا شدن روح از نظر انواع استعدادها: استعداد عملی، استعداد دینی و حتی استعداد اخلاقی و لهذا جزو بهترین دوران عمر هر کسی همان دوران محصل بودن اوست؛ چون هم اوان روحش یک اوان بسیار مناسبی است و هم در این اوان در یک محیطی قرار می گیرد که روز به روز بر معلومات، افکار، اندیشه، ذوقیات و عواطفش افزوده می?شود. 

برای طلبه ها این دوره طلبگی یک یادگار بسیار خوب و عالی است. کسانی که چند سالی طلبگی کرده اند، تا آخر عمر از خوشی های دوران طلبگی یاد می کنند، با این که در این دوران در شرایط خیلی بهتری هستند. در آن دوره غالباً در فقر و بی چیزی و مسکنت می باشند، منتها چون همه در یک سطح هستند، ناراحتی ندارند. دوره خیلی خوبی است؛ چون واقعاً دوره بالندگی انسان است و اگر در این دوره انسان از نظر علمی  و معنوی محروم بماند، یک زبانی است که نمی شود گفت صد در صد در سنین بزرگی و در پیری جبران شدنی است. 

مطلب دیگر که مطلبی اساسی است، این است که از نظر اسلامی  آن چیزی که در انسان باید پرورش بیابد و در واقع تربیت بشود چیست؟ انسان دارای جسم است و یک سلسله قوای جسمانی، و دارای روح و یک سلسله قوای روحانی. از نظر اصطلاحات روان?شناسی نیز استعدادهای جسمانی یک سلسله استعدادهاست و استعدادهای روحانی یک سلسله استعدادهای دیگر.

منبع: سایت موسسه پزوهشی امام خمینی ره



  

مولایم!                 



وقتی درون کوله پشتی ام راباز کردم جز گرد وغبار گناه توشه ای نیافتم. اکنون که توشه ام بسیار سنگین شده واستخوان کمرم را شکسته واز سنگینی کوله ام قلبم پاره پاره گشته آمده ام از خستگی راهم بگویم.


راه بدون توشه ام راهی که از آن غافل بوده وهستم.


باید خود را مهیای آمدن می کردم ونکردم، دانستم، دانستم که راه را گم کرده ام آری من خود را گم کرده ام که هر بادی مرا بسویی می کشاند وهر سخنی مرا به دلهره می اندازد به یاد سخنت افتادم که فرمودی: یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم لایضرکم من ضل اذ اهتدیتم1  ای کسانی که ایمان آورده اید بر شما باد به شناخت خود(مراقب خود باشید) اگر شما هدایت یافته باشیدگمراهی کسانی که گمراهند به شما آسیبی نمی رساند.


که اگر خود رامی شناختم هیچ گمراهی به من آسیب نمی رساند


اکنون معبودم به در خانه ات آمده ام.


 


می دانم دیر آمده ام.... ولی معبودم آمدم.


به یاد می آورم زمانی را که تو مرا به درگاهت می خواندی ومن برای آمدنم هر بار بهانه ای می آوردم.


الهی به هر که فریاد خواهیم بردم ونوازشش خواستم یا طردم کرد یا آرامشی در نوازشش نبود.


الهی و معبودم.


به چه دلشاد باشم؟ یاد مناجات امام سجاد ع می افتم که می فرمود( الهی کاش می دانستم آیا مادرم مرا برای بدبختی زاییده یا برای رنج پرورده پس ای کاش که مرا نزاییده ونپرورده بود کاش می دانستم مولایم مرا از اهل سعادت قرار داده ای وبه مقام قربت مخصوص کرده ای تا چشمم بدین سبب روشن شود)2


اکنون از این می نالم  


امیدوارم خدایا همواره مرا با نورت راهنمایی کنی که خود فرمودی: یهدی الله لنوره من یشاء3


وما با کارهایمان چراغ نورت را به خاموشی نکشیم که شیطان چراغ مصنوعی اش را در نظرمان نور جلوه کند ویحسبون انهم مهتدون4 که پنداریم از هدایت یافتگانیم و از آنچه تو از آن نهی کرده ای لاتتبعوا خطوات الشیطان5 پیروی کنیم وخود را هدایت یافته پنداریم.


1-سوره مائده آیه105                              3-سوره نور آیه 35         5-سوره بقره 168


2-مفاتیح الجنان مناجات خائفین خمس عشر      4-سوره اعراف آیه 30                                



 




16/10/90::: 5:33 ع
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ چارلز دانشجوی انگلیسی خطاب بهمکلاسی ایرانی اش همایون: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن!؟یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامشون خرابه و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟ همایون:ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟ چارلز باعصبانیت:نه!مگه ملکه فرد عادیه؟!فقط افراد خاصی می تونن باایشون دست بدن ورابطه داشته باشن.همایون:خانمای ایرونی هم ملکه اند
+ دوستان هم اکنون در حال مطالعه کتاب (تربیت جنسی در اسلام نوشته حافظ ثابت) هستم نتیجه مطالعه ام را بعد اتمام کتاب در وبلاگم یادداشت می کنم
+ مضرات چای 1- بوته چای جزو معدود گیاهانی است که به دلیل وجود سموم فراوان در بافت آن، در طبیعت هیچ آفت جدی به جز انسان ندارد! مزارع این گیاه نیاز به سمپاشی ندارند و هیچ چرنده، پرنده، حشره و ... به آن نزدیک نمی شود. اگر در بین علوفه چهارپایان (هر نوع که باشند) حتی کمی برگ چای باشد، حیوان به محض جویدن آنها را از دهانش بیرون می ریزد! 2- در بسیاری از مناطق کشاورزی، برای آن که احشام و سایر حیوانات به مز


+ بـا حضور خـود در راهپیمایی 22 بهمن، وحـدت و یکپارچگی و همدلیمان را به رخ جهانیان می کشیم و دوستان را شاد و دشمنان را ناامید می کنیم. ====================================== به کوری چشم دشمنان و جهت خوشنودی دل دوستان علاقه مندی ت رو اعلام کن
+ آی مادری که بچه تو بغلته , زیر گرمای آفتاب داری از کوچه رد میشی چادر میره زیر پات میخوری زمین ! پاشو ... پاشو بگو آخییییییییش این چادر خاکی زهراست که تو سر منه ... *********** من هنوز تو راه اسلام سیلی نخوردم که بگم واسه اسلام کاری کردم اما با چادرم زمین خوردم ... آی مادری که بچه تو بغلته , زیر گرمای آفتاب داری از کوچه رد میشی چادر میره زیر پات میخوری زمین ! پاشو